من می خوام مدل تلفنم را عوض کنم. در حال حاضر از موبایل نوکیا استفاده میکنم. چون این شرکت رو تحریم کردم، چه مدل دیگری را باید بخرم؟
از دویتان می خواهم که در این بایکوت شرکت کنند و اگر نظری در مورد مدلهای دیگر شرکتهای رقیب سراغ دارید اطلاع رسانی کنید.
من می خوام مدل تلفنم را عوض کنم. در حال حاضر از موبایل نوکیا استفاده میکنم. چون این شرکت رو تحریم کردم، چه مدل دیگری را باید بخرم؟
از دویتان می خواهم که در این بایکوت شرکت کنند و اگر نظری در مورد مدلهای دیگر شرکتهای رقیب سراغ دارید اطلاع رسانی کنید.
مقامات نظامی و انتظامی ایران مدعی هستند که ندا آقا سلطان توسط آشوبگران کشته شده است. اگر این مساله واقعیت داشته باشد، چرا اسم خیابان امیرآباد سابق (خیابان شهید ندا آقا سلطان) به صورت رسمی تغییر نمی کند؟ چرا مثل بقیه شهدا در گلزار شهدا دفن نمی شود؟ چرا مراسم خاکسپاری مثل بقیه شهدا با حضور مردم شهید پرور (منظور شهید کننده هست) برگزار نمی شود؟ وقتی یک استخوان در جبهه پیدا میشود آن را در میادین شهر دفن می کنند آن هم با مراسم پرشکوه، چرا این شهید در یکی از میادین شهر دفن نمی شود؟
از این سوالات می شود قاتل و نحوه قتل این شهید را به وضوح درک کرد.
مروری بر وقایع تاریخ انقلاب سال 57 نشان داد که مهره های دون پایه رژیم قبلی قربانی خشم انقلابیون شدند و مهره های درشت قبل از پیروزی انقلاب به خارج در رفتند. خیلیها در آن موقع فکر می کردند که نظام سلطنتی با قدمت 2500 ساله هرگز سرنگون نخواهد شد و جنایات خود را بر علیه مردم ادامه دادند. این گروه بعد از انقلاب به طرز وحشتناکی کشته شدند.
حالا شرایط مثل آن دوران شده است. اگرچه بعضی از جانیان فکر می کنند که حرکت فعلی مسالمت آمیز بوده و خواهند توانست از زیر بار جنایاتشان در بروند، خیال باطلی در سر دارند. کسی حتی رهبران صاحب نفوذ هم نمی توانند خشم فروخفته معترضان را کنترل کنند. حداقل در دوران گذر خیلی از جانیان به سزای اعمال خود خواهند رسید.
کسانی که برای خوش خدمتی به سرکوب مردم می پردازند کمی فکر کنند که در سی سال پیش چه بر سر همکاران سابقشان آمد. الان تغییر صفوف تنها چیزی است که می تواند به نفع آنها باشد. تا دیر نشده صف خود را از صف جانیان جدا کنید.
سران نظام بر این باور بودند که در صورت رقابت کنترل شده رقبا می تواند به مشارکن بیشتر مردم در انتخابات منتهی شود. بخصوص در زمانیکه نارضایتی در ایران رشد داشته است، این موضوع می توانست انرژی این بخش از ناراضیان را خنثی کند. از طرف دیگر چهره دمکراتی از نظام به بیرون از مرزها نشان داده شود.
کاندیداهای خطرناک نظیر شعله زردی و اعلمی رد صلاحیت شدند و مابقی کاندیداها بخشی از نظام بوده و در عمل نشان داده بودند که با کلیت نظام مشکلی ندارند. اما چه چیزی موجب شد که تقلب در انتخابات ضرورت پیدا کند؟
رقابت مابین کاندیداها با برنامه های سران نظام تطابق پیدا نکرد. عامل کروبی تاثیر زیادی در زمینه تغییر رویه انتخاباتی داشته است. این شخص که در دوره قبل با اختلاف کمی شکست خورده بود، طی چهار سال به برنامه ریزی و یارگیری پرداخت. او اولین کاندیدائی بود که به کلی گوئی اکتفا نکرده و به جزئیات وارد شد. رقیب اصلاح طلب او نیز مجبور شد برنامه ها و اهداف خود را با جزئیاتش مطرح کند. هدف کاندیداها برای جذب رای با بیان خواست رای دهندگان و وعده اجرای آنها تنور انتخابات را به شدت گرم کرد. این موضوع خوشآیند سران نظام بود ولی نکته مهمی که آنها را رنجیده می کرد، محوریت حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی مانند حقوق زنان و اقوام بود.بخصوص زمانیکه رضائی یکی از مهره های اصلی نظام نیز وادار شد به نوعی فدارلیسم اقتصادی اشاره کند که این امر انحصار اقتصادی و سیاسی سران نظام را به مخاطره می انداخت. طرح اینگونه مسائل زنگ خطری برای نظام استبدادی به شمار آمد.
اگرچه درصورت راه یافتن احمدی نژاد و یکی از اصلاح طلبان به دور دوم و حتی پیروزی یکی از اصلاح طلبان می توانست خدمت بزرگی به نظام بکند ولی آرا نشان داد که احمدی نژاد در بین دو نفر اول انتخابات قرار ندارد و موسوی و کروبی به دور دوم راه پیدا می کنند. این موضوع خطرناکترین وضعیت برای نظام به شمار می آمد. چرا که راقبت بین دو اصلاح طلب می توانست به موضوعات رهبری و حقوق اسلامی ، جایگاه سپاه و بسیج، نقض حقوق بشر، حقوق زبانی و اجتماعی اقوام، آزادیهای دینی بویژه برای بهائیان و …. سرایت پیدا کند.
طرح این موارد می توانست ارکان نظام را متزلزل و حتی متلاشی کند. اگرچه درصورت پیروزی هر یک از کاندیداها رهبری می توانست او را تحت کنترل خود درآورد و مانع از اجرا ویا بیان مسائل مذکور با استفاده از سیستمهای اجرائی، قضائی و مقننه شود ( مانند دوران خاتمی) ولی طرح این مسائل می توانست انتظارات مردم را بالا ببرد.
از طرف دیگر پیروزی دیدگاههای جانبدار از حقوق بشر شکست سنگینی برای نظام غیر مردم سالار به شمار می آمد.
به این دلیل علیرغم وجود مخاطرات امنیتی و روانی و نیز شکست نظام در مورد نشان دادن چهره دمکراتیک، سران نظام این هزینه ها را متقبل شده و ریسک تزلزل پایه های نظام را کاهش دادند. تقلب در انتخابات از این دیدگاه برای نظام ضرورت حیاتی پیدا کرد.
احمدی نژاد با معرفی کردان علاقه شدید خود به تقلب را نشان داد.
وقتی که یک وزیر می تونه مدرک یک دانشگاه خارجی را جعل کنه، خودش هم می تونه همه آرا مردم رو جعل کنه.
این کار صادق محصولی نشان داد که هم او و هم احمدی نژاد لیاقت دریافت دکتری افتخاری به افتخار آمارسازی دارند.